X
تبلیغات
افغانستان - هجرت و مهاجرین افغانستان

افغانستان

اخبار افغانستان، موضوعات مرتبط با افغانستان و جهان

محمد کريم خليلي معاون رئيس‌‏جمهور افغانستان

تهران- خبرگزاري کار ايران
محمد کريم خليلي معاون رئيس‌‏جمهور افغانستان که در راس يک هيات بلند پايه از وزرا و معاونين وزارتخانه‌‏هاي اين کشور به منظور ديداري رسمي در تهران به سر مي‌‏برد با منوچهر متکي وزير امورخارجه کشورمان ديدار وگفت‌‏وگو کرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، منوچهر متکي سفر خليلي را فرصتي براي تحکيم وتعميق همکاري‌‏هاي دو جانبه و توسعه بيشتر مناسبات دو کشور و رايزني پيرامون تحولات منطقه خواند و گفت: صلح و ثبات و امنيت افغانستان از اهميت خاصي برخوردار است زيرا امنيت افغانستان باعث امنيت منطقه و ناامني آن کشور باعث ناامني در منطقه مي‌‏گردد.
وزير امور خارجه کشورمان ضمن انتقاد از رويکرد جديد برخي کشورهاي فرامنطقه‌‏اي در افغانستان، اظهار داشت: طراحان اين رويکرد براساس تصور غلط خود مبني بر اينکه مي‌‏توانند بحران را در محدوده جغرافيايي منطقه محصور کنند به اين سياست روي آورده‌‏اند اما اقدام آنها گزيده شدن دوبار از يک سوراخ است.
متکي ضمن استقبال از کمک براي حل مشکلات افغانستان، افزود: همکاري‌‏هاي منطقه‌‏اي مي‌‏تواند کمک بزرگي به حل مشکلات منطقه و افغانستان نمايد.
خليلي نيز در اين ديدار گفت: ايران شريک غم و شادي ما طي سال‌‏هاي گذشته درسه دوره جهاد، مقاومت و فصل نوين سياسي فعلي افغانستان بوده است.
معاون رئيس جمهور افغانستان اظهار داشت: رئيس جمهور افغانستان بارها بر اين نکته تاکيد کرده است که هيچ طرحي در افغانستان بدون حضور ايران قابل پذيرش نيست.
خليلي ايران را يکي از کشورهاي بزرگ و موثر منطقه دانست و بيان کرد: ما خواهان حضور جمهوري اسلامي ايران در مجامع بين‌‏المللي و منطقه‌‏اي براي حل مشکلات وبحران‌‏هاي منطقه هستيم، ايران دوست، همسايه و برادري خوب در کنار ما است که در طول سه دهه گذشته صادقانه و دوستانه در جهت کمک به ملت افغانستان و امنيت کشور ما نهايت همکاري را نموده است.
پايان‌‏پيام

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:19  توسط احمد  | 

اندر حواشی سخنرانی استاد خلیلی در قم

اندر حواشی سخنرانی استاد خلیلی در قم

منبع" مهاجر افغانستانی و استعمار نور

 

 

مروز 5 شنبه عصر خلیلی اومده بودم قم سخنرانی داشت

و اما از حواشی های جالب این سخنرانی :

بر خلاف وضعیت حفاظتی آقای محقق در خردادماه

بیشتر از 6 ماشین به عنوان حفاظت و با پلاک تشریفات و سیاسی مسئولیت حفاظت را داشتند

خیابانهای منتهی به مسجد حضرت خدیجه به کل بسته شده بود

ورود کلیه کفش ها به داخل مسجد ممنوع شده بود ( ازترس پرتاب کفش )

مامورین نظامی به صورت لباس شخصی در میان جمعیت پراکنده بودند

آقای صالحی و فرزندش نیز خلیلی را مشایعت می کردند

وقتی در جواب تعجب ایرانی ها که سوال می کردند چه خبر است می گفتی معاون رئیس جمهور افغانستان

جوابت را با این جمله می دادند

  افغانی ها هم برای ما آدم شده اند

برای حفاظت و کنترل علاوه بر  نیروی انتظامی از نیروی زمینی سپاه هم کمک گرفته بودند

با توجه به جمعیت مقیم قم این جمعیتی که برای استقبال خلیلی آمده بودند عجیب بود

اغلب کارگران کار خود را تعطیل کرده بودند تا به این سخنرانی بیایند

چندی پیش ایران از ثبت نام کنکور اتباع جلوگیری می کردند ظاهرا آقای خلیلی مشکل را رفع کردند

خلیلی از دولت ایران درخواست کردند که فعلا با اتباع غیرمجاز در فصل سرما کاری نداشته باشند ظاهرا دولت ایران قبول کرده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:15  توسط احمد  | 

سفر معاون رئيس‌جمهور افغانستان به قم

حبر گزاری فارسی
سفر معاون رئيس‌جمهور افغانستان به قم
معاون رئيس جمهور افغانستان در راس يك هيئت بلند پايه از مقامات سياسي، فرهنگي و اقتصادي جمهوري اسلامي افغانستان فردا به استان قم سفر خواهد كرد.
عبدالكريم خليلي در مدت اقامت در قم با مراجع و آيات عظام و همچنين علما و طلاب افغاني مقيم قم نيز ديدار خواهد داشت.
وي همچنين با استاندار قم نيز در خصوص مسايل مشترك سياسي، اقتصادي و فرهنگي ديدار و گفتگو مي‌كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:10  توسط احمد  | 

سفرکریم خلیلی وهیأت همرا ه ایشان به جمهوری

سفرکریم خلیلی وهیأت همرا ه ایشان به جمهوری اسلامی ایران ، برای مهاجرین خیری نخواهد داشت

منبع: http://pendar.forums1.net/forum-f15/topic-t1118.htm

اسدالله جعفری

محمد کريم خليلي معاون رئيس جمهور، پيش از ظهر امروز در رأس يک هيأت عاليرتبه دولتي، عازم جمهوري اسلامي ايران شد.
به اساس گزارش دفتر مطبوعاتي رياست جمهوري، اين سفر بنا به دعوت معاون رئيس جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و هدف از آن صحبت با مقامات ايراني در رابطه با مهاجرين، جلب همکاري‌هاي بيشتر آن کشور در جهت بازسازي افغانستان، جستجوي راه‌هاي کمک متقابل در جهت مبارزه با حوادث طبيعي و ديگر مسائل مورد علاقه دو دولت افغانستان و ايران مي‌باشند.
در اين سفر معاون رئيس جمهور را محمد احسان ضيأ وزير احيا و انکشاف دهات، سهرابعلي صفري وزير فوايد عامه، عبدالکريم براهوي سرپرست وزارت امور مهاجرين و عودت کنندگان، محمد يوسف واعظي مشاور رئيس جمهور، محمد کبير فراهي معين سياسي وزارت امور خارجه، صدرالدين سحر معين وزارت صحت عامه، عبدالغفور غزنوي معين وزارت معارف، عبدالمتين ادراک رئيس اداره ملي مبارزه با حوادث، جاويد کوهستاني مشاور رئيس جمهور، سيد انور رحمتي رئيس دفتر معاونيت دوم رياست جمهوري شماري ديگر از مسئولين دولتي همراهي مي‌نمايند.
نقل از سایت وحدت وابسته به حزب وحدت جناح کریم خلیلی
سفر کریم خلیلی، در قالب به ظاهر یک هیأت بلند پایه دولتی به ایران ،از چند جهت قابل تأمل است:
1 – چرا به جای احمد ضیاء مسعود معاون اول آقای کرزی،کریم خلیلی به ایران آمد؟
2 – سفر کریم خلیلی چه ارتباط به انتخابات آینده دارد؟
3 – بین سفر کریم خلیلی در قالب یک هیأت وسفرتابستانی محمد محقق چه ارتباطی وجود دارد؟
4 – سرپرست وزارت امور مهاجرين و عودت کنندگان چرا به همراه کریم خلیلی آمد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:8  توسط احمد  | 

اخبار افغانستان

 
 
معاون رییس جمهور افغانستان به استان قم سفر مي كند

چهارشنبه, 04 دی 1387 14:16

محمد کریم خلیلی معاون رییس جمهور افغانستان در راس يك هيات بلند پايه از مقامات سياسي ، فرهنگي و اقتصادي جمهوري اسلامي افغانستان روز پنجشنبه 87/10/05 به استان قم سفر خواهد كرد .

به گزارش دفتر هماهنگی امور اقتصادی استانداری قم معاون رییس جمهور افغانستان و هيات همراه در مدت اقامت در قم با مراجع و آیات عظام وهمچنين علما و طلاب افغانی مقیم قم نيز دیدار خواهد داشت . در ادامه اين ديدار، عبدالکریم خلیلی و هيات همراه با استاندار قم نیز در خصوص مسایل مشترک سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دیدارو گفتگو مي كنند.

آخرين بروز رساني ( پنجشنبه, 05 دی 1387 14:25 )

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 7:58  توسط احمد  | 

بازتاب سفر خلیلی در ایران

 

منبع: شبکه اطلاع رسانی افغانستان

بازتاب سفر آقای خلیلی در ایران

 

معاون دوم رییس جممهور جناب محمد کریم خلیلی که در راس یک هیات عالیرتبه به ایران رفته بود روز جمعه به کشور بازگشت.
هدفت اصلی جناب خلیلی و هیات همراه رسیدگی به امور عدم اخراج مهاجرین افغانستانی و هماهنگی جهت لغو فرمان اخیر اداره اتباع خارجی ایران مبنی بر عدم حق شرکت مهاجرین در دانشگاه های ایران اعلام شد. اما مسولین ایرانی بررسی امور اقتصادی و سهولت در زمینه شرکت تجار ایرانی در افغانستان را پر رنگ تر از همیشه در راس گفتگوها قرار دادند.
در همین حال، معاون دوم رئيس جمهور پس از بازگشت از تهران سفرش را بسيار سازنده و مثبت ارزيابي كرد و گفت : هيات اعزامي در مورد مسايل دو جانبه و حضور بيشتر ايران در بازسازي افغانستان گفتگو كرده است.
اما واقعیت قضیه چیزی بجز مسایل مطورحه در رسانه بوده است.!
جناب کرزی که بظاهر تا قدری حمایت پاکستان و دولت آمریکا را از دست داده است در تلاش است تا بتواند از طریق دیگری حضور خود در انتخابات آینده را پر رنگ تر جلوه داده برخی کشور ها را ناخواسته به حمایت از کانداتوری خود وادار سازد.
در همین راستا به جناب خلیلی ماموریت داده شد تا به ایران رفته و با دولتمردان این کشور در زمینه حمایت از کاندیداتوری جناب کرزی به توافق برسد.
اما بی خبر از اینکه دولتمردان ایرانی دقیق تر از این هستند که بخواهند یکبار دیگر فریب وعده های صرفا شعاری کرزی را خورده هرآنچه از آنان درخواست شده است بپذیرند.
جناب خلیلی نسبتا با دولتمردان مسوول ایرانی در زمینه های از پیش تعیین شده گفتگو کرد. اما اینکه چه وعده هایی از ایران برای حمایت از کاندیداتوری جناب کرزی گرفته هنوز مشخص نیست. هرچند جناب خلیلی در بازگشت از تهران در میدان هوایی کابل از سفرش ابراز رضایت می کرد.
در این میان به آنچه رسیدگی نشد اهدافی بود که از قبل اعلام شده و تعدادی از مهاجرین ما را در ایران امیدوار ساخته بود.
مهاجرین فکر می کردند با آمدن معاون رییس جمهورشان به ایران، حد اقل قسمتی از مشکلات شان مرفوع مر گردد اما زهی خیال باطل که جناب خلیلی نه اینکه از مشکلات مهاجرین چیزی را کم نکرد که باعث اخراج رسمی همه مهاجرین در آینده نزدیک از این کشور شد!!!
قرار بود که جناب خلیلی دولت ایران را از اخراج و طرد مرز مهاجرین فاقد مدرک از ایران منصرف سازد اما فقط مسولین ایرانی گفتند بررسی می کنیم و هیچ قولی در زمینه به هیات افغانی ندادند. جالب است که این هیات بی چشم گوش بدون اینکه بر مشکلات مردم مهاجر آگاهی داشته باشد بدون هیچگونه اصراری از کنار موضوع بسادگی گذشت.
از طرف دیگر قرار بود این هیات راهکاری برای لغو فرمان اداره اتباع خارجی وزارت داخله ایران بیابد تا مهاجرین افغانستانی بتوانند در دانشگاه های ایران تحصیل کنند که این مساله نیز مانند طرح اخراج به هیچ نتیجه ای نرسید و فقط مسولین ایرانی گفتند که بررسی می کنیم.
تنها کاری که جناب خلیلی در این سفر به انجام رسانید ایجاد سهولت بیشتر برای بازرگانان و تجار ایرانی در افغانستان بود که هیات افغانی قول مساعد به ایران داده و تفاهمنامه ای را نیز امضاء کرد.
اما کاری که نباید انجام می شد.!!
آقای خلیلی و هیات همراه دست به بزرگترین اشتیاه خود زده تفاهمنامه ای را در تهران امضاء کرد که بر اساس آن تمامی مدارک شناسایی مهاجرین افغانستانی در ایران باطل شده در آینده هیچ فرد افغانی با سند کارت مهاجرت در ایران وجود نخواهد داشت.
مردم هموطن ما در ایران انتظار داشتند که با آمدن هیات افغانی به برخی از بی نظمی ها در امور مهاجرت شان پایان داده می شود اما نمیدانستند که این هیات علاوه بر اینکه هیچ کاری برایشان انجام نمی هد که بماند بل در راستای اخراج و بی مدرک شدن شان نیز با ایران تفاهمنامه امضاء می کند.
آیا یک چنین خیانتی به مهاجرین به قول مساعد ایران به حمایت از کاندیداتوری جناب کرزی می ارزد؟
جدای از اینکه ایران نیز در این راستا مشکلات خودش را دارد و منافع کشورش مننظر دارد.
طرح ویزای کار قبلا از طرف ایران مطرح شده بود اما نمایندگان افغانستان و سازمان ملل متحد باآن موفاقت نکرده بودند.
این طرح به این صورت بود که هر افغانی که بخواهد در ایران اجازه کار دریافت کند باید مدارک شناسایی خود را باطل کرده با ویزای کار به ایران بیاید و پس از اتمام ویزای کارش و تمدید نشدن آن برای همیشه ایران را ترک کند.
7/10/1387

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 7:47  توسط احمد  | 

اداره کل امور اتباع و مهاجرين خارجي ايران: ثبت نام و شرکت کليه اتباع افغاني در آزمون سراسري سال 1388

اداره کل امور اتباع و مهاجرين خارجي ايران: ثبت نام و شرکت کليه اتباع افغاني در آزمون سراسري سال 1388 ممنوع مي باشد

١٤ قوس ١٣٨٧

» آژانس خبرگزاري افغان ايرکا

بر اساس اعلام رسمي اداره کل امور اتباع و مهاجرين خارجي وزارت کشور ايران، ثبت نام و شرکت کليه اتباع عراقي و افغاني در آزمون سراسري سال 1388 «ممنوع» مي باشد.

اين اعلاميه در سايت سنجش دفترچه ثبت نام آزمون سراسری سال 1388 در بند هـ تبصره 3 شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان شرکت در آزمون ورودی دانشگاه های ایران در سال 88 ذکر شده است. براي اطلاعات بيشتر به آدرس:
http://www2.sanjesh.org/download/d188sn.zip مراجعه فرماييد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 7:58  توسط احمد  | 

افغانستانی ها بابت افغانستانی بودن شان باید بهای سنگینی را بپردازند!!!!

افغانستانی ها بابت افغانستانی بودن شان باید بهای سنگینی را بپردازند!!!!

در یک وب گردی ساده گذرم به وبلاگ "کبوتر خوان" افتاد، چشمم به مطلبی دوخته شد که سخت مرا متاثر نمود شما هم این مطلب را بخوانید حتما متاثر خواهید شد و از خودتان سوال خواهید کرد که چرا انسان های به جرم افغانی بودن نه در کشورش آرامش دارد و نه در خارج از کشور!!!! و بهای این همه ظلم و اجحاف که به حق این مردم ستمدیده روا داشته می شود را چه کسی باید بپردازد!!!!

 

یک حادثه و دو حاشیه 

حادثه: ساعت یک بامداد پنجشنبه 31 مرداد (اسد) سال جاری 1387 بر اثر واژگون شدن یک دستگاه کامیون حامل 113 افغانی جویای کار که به صورت قاچاقی وارد ایران می­شدند، سی نفر از آنان در دم جان باختند و حدود 80 نفر دیگر که برخی از آنها جراحات سختی داشتند، به بیمارستان منتقل شدند. یک یا دو نفر نیز بر اثر شدّت جراحت، در راه جان باختند. محل وقوع حادثه، جادۀ شیرازـ ارسنجان در استان فارس (جنوب ایران) بوده است. آن 113 نفر توسط قاچاقچیان انسان در داخل یک کامیون و زیر بارها، جاسازی و به مدت چهار شبانروز از مرز شرقی ایران تا جنوب این کشور، در راه بودند. رادیوی ایران در اخبار نیم­روزی پنجشنبه 31 مرداد، خبر را به صورت کوتاه و گذرا نشر کرد؛ اما در بخش­های بعدی مانند اخبار شبانگاهی صدا و سیما، گزارش یا خبری از این حادثه پخش نشد و در اسرع وقت بایگانی گردید. آنچنان سکوت سنگین رسانه­ای و خبری حاکم گردید که سرانجام ما نفهمیدیم چه تعداد از مجروحان حادثه در بیمارستان درگذشتند و سرنوشت جان بدر بردگان و تکلیف اجساد جان باختگان چه شد. گویا سی رأس بز یا گوسفند در حادثه­ای کشته و هشتاد رأس دیگر مجروح شده­اند.

اما علی­رغم سکوت سهمگین و عامدانۀ رسانه­ای و خبری حاکم در قبال این حادثه دلخراش در ایران و با وجود برخورد نادیده­انگارانۀ مقامات جمهوری اسلامی ایران ـ که کشور خود را ام­القری جهان اسلام می­خوانند و ادعای رهبری جهان اسلام را دارند ـ ؛ برخی از وجدان­های بیدار در این سرزمین در برابر آن سکوت شوریدند. یکی از آنها دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران و روشنفکر سرشناس ایرانی بود. وی با نگارش مقاله کوتاه و پرمحتوایی تحت عنوان «چرا سکوت خبری؟» در روزنامه اصلاح طلب «اعتماد ملی» (شماره 724 مورخ 5 شهریور 1378) حقایق ناگفته­ای را پیرامون حادثۀ یادشده، مورد اشاره قرار داد. مقاله مذکور تنها صدایی بود در آن سکوت عامدانه و معنادار. ما در اینجا متن آن مقاله را بدون هیچ­گونه دخل و تصرف، به عنوان «حاشیه اول» بر آن حادثه، نقل می­کنیم:

 

            حاشیه اول:                                                چرا سکوت                 صادق زیبا کلام

 خبر خیلی کوتاه بود. کامیونی حامل 113 افغانی که به صورت قاچاق از مرز سیستان و بلوچستان وارد ایران شده بودند، بین شیراز و ارسنجان واژگون می­شود، 30 نفر در جا کشته شده­اند، یکی دو نفر در راه کشته می­شوند و مابقی ـ قریب به 80 نفرـ به بیمارستان­های شیراز منتقل می­شوند. با اینکه 30 انسان کشته شده بودند و شمار بیشتری به دلیل وخامت جراحات­شان ظرفی یکی، دو روز آینده می­مردند؛ اما تمامی اخبار مربوط به این تراژدی ظرف چند ساعت از فهرست اخبار خبرگزاری­ها، سایت­ها، مطبوعات و سایر رسانه­های جمعی ایران کنار گذارده شد. دلیل آن هم واضح است؛ قربانیان افغانی بودند. نه کسی برای آنان گریست، نه کسی به بیمارستان­های شیراز شتافت که خون اهدا کند، نه کسی برای بازماندگان اظهار تأسف کرد، نه کسی خواست بداند که اصلاً آنها کی بودند، چند ساله بودند، مجرد بودند یا متأهل، فرزند یا فرزندانی،  پدر و مادرانی، همسر و همسرانی یا خانواده­هایی منتظر بازگشت آنان و شنیدن خبری از سلامت آنان بودند یا نه. مسؤلان و مقامات کشورمان اجمالاً آنان را در نزدیکی گورستانی که 18، 19 نفر از هموطنان­شان را که در  جریان فروریختن ساختمانی در سعادت آباد تهران قریب به یکماه پیش دفن کرده بودند، سریعاً به خاک سپردند و شب هم بازگشتند به میان خانواده­ و فرزندان­شان. انسان دلش از اینهمه بی­کسی و غریبی افغان­هایی که مجبور می­شوند به ایران پناه بیاورند، به درد می­آید. انسان­هایی که که محروم ترین و فقیرترین ها هستند، باید 500 هزار تومان یا حتی بیشتر به قاچاقچیان بدهند تا آنان را از مرز عبور داده، از ایستگاه­های متعدد ایست و بازرسی نیروی انتظامی بگذرانند، درحالی که بیش از یکصد نفر از آنان هم­چون ماهی ساردین زیر انبوهی از چادر و بار به همدیگر چسپیده­اند و به سرنوشت نامعلوم و عزیزانی که پشت سر گذاشته­اند فکر می­کنند و پس از رسیدن به مقصد درکاری سخت که بیشتربه جان کندن می­ماند، با اجرتی حول و حوش چند هزار تومان که قسمت عمده آن را هم برای خانواده­شان در افغانستان می­فرستند، مشغول می­شوند. نه بیمه هستند، نه از خدمات درمانی برخوردارند، نه مشمول هیچ حقوق صنفی و کارگری­ای می­شوند، نه از هیچ حقوق شهروندی و مدنی­ای بر خوردارند و نه هیچ مرجع، مقام، سازمان و Ngo، حاضر است پناهی به آنان داده و دست­کم به درد دلشان  گوش دهد. همه اینها به کنار، هرازگاهی هم مقامات ایرانی برای مبارزه با بیکاری، قاچاق مواد مخدر، اعتیاد، سرقت و سایر جرم­های اجتماعی، سروقت این بخت­برگشتگان رفته و آنان را گروه گروه جمع کرده، به مرز برده و هم­چون یک محموله به آن طرف پرتاب می­کنند. بدون در نظر گرفتن هرگونه ملاحظه اخلاقی و انسانی در باره خانواده، زن و فرزند و سایر وابستگان آنان در ایران. مثل سایر سیاست­ها و تصمیم­ها پس از مدتی مسأله جذابیت خبری خود را از دست می­دهد و دیگر نان و آبی خبری و رسانه­ای برای آن مسؤل فراهم نمی­کند. آب ها از آسیاب می­افتد و اخراجی­ها مجدداً وارد ایران می­شوند. از سیاست­های مبارزه با مهاجران غیر مجاز افغانی در ایران، نه خود ما ایرانی­ها سودی می­بریم، نه کشور ما خیری عایدش می­شود و نه کمکی به ملت، کشور و مهاجران بی­پناه افغانی می­شود. ایران نه تنها سودی نمی­برد که هیچ، هر بار هم که موج بگیر بگیر افغانی­ها را به راه می­اندازیم، کلی هم مجامع و محافل بین المللی به ما ایراد می­گیرند که حقوق بشر را زیر پا گذارده­ایم، در چارچوب عهد و میثاق­های سازمان ملل در خصوص پناهنده­ها عمل نکرده ایم و ... فی الواقع تنها کسانی که از سیاست­های مسؤلان ما در قبال مهاجران افغانی سود می­برد، قاچاقچیان هستند. در همه جای دنیا از جمله در بلاد استکباریه، مهاجرت تابع یک ضوابط و قواعدی است. میلیون­ها ایرانی­ای که ظرف سه دهه گذشته به غرب مهاجرت کردند یا پناهنده شدند، صرف نظر از آنکه قانونی رفتند یا غیر قانونی، بالاخره پس از مدتی تکلیف­شان روشن شده و کشور میزبان آنان را به عنوان پناهنده می­پذیرد. از زمانی که آنان به عنوان پناهند پذیرفته می­شوند، از یک حق و حقوق مدنی­ای برخوردار می­شوند. این طور نیست که اگر وزیری یا مسئولی هوس کرد، ایرانی­ها را از انگلستان یا سوئد اخراج کند، موج بگیر بگیر به راه بیفتد و ایرانی­ها را گله گله به مرز ببرند و از کشور خارج کنند.

اما در ایران یک پناهنده افغانی حتی اگر 20، 30 سال هم زندگی کرده و زن و بچه هم داشته باشد، در موج بعدی که این یا آن مسوول و این یا آن اداره دولتی ایران به راه می­اندازد، ممکن است از کشور اخراج شود. بماند اینکه افغان­ها هم­کیش و هم­آیین و هم­زبان ما هستند، در حالی که یک ایرانی معلوم نیست چه سنخیتی با یک سوئدی، دانمارکی، انگلیسی، کانادایی یا امریکایی دارد. فرزند یک ایرانی که غیر قانونی وارد انگلستان یا آلمان شده یا غیر قانونی در آنجا مانده، بهرحال می­تواند به مدرسه برود و از بهداشت و درمان رایگان هم برخوردار است. اما کم نیستند افغان­هایی که آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران جلوی ثبت نام و تحصیل فرزندان­شان را گرفته یا از آنان مطالبه شهریه­های گزاف می­نماید.

افغان­هایی که در حوالی روستای خیاره در جاده ارسنجان ـ شیراز جان باختند، 4 شبانه­روز در زیر چادر و زیر بارهای کامیون مخفی شده و در راه بودند. نمی­دانم چه کسی به بستگان آنها در مزار شریف، بغلان، ترمذ یا قندوز اطلاع داد که عزیزشان در ساعت یک بامداد پنجشنبه 31 مرداد بر اثر واژگون شدن کامیونی که او را حمل می­کرد، در میان بارها له شده و منتظر خبری از وی پس از رسیدن به اصفهان یا تهران و ارسال پول نباشند؛ اما می دانم به جای آن 113 افغانی که 30 تن از آنان آنچنان مظلومانه له شدند، اگر خدای ناکرده، زبانم لال و من نباشم که آنروز چنین فاجعه­ای را ببینم، قوزک سرناخن شست پای یک فرانسوی، امریکایی، انگلیسی یا ژاپنی آسیب دیده بود، روزهای متوالی آن خبر در صدر رسانه­های بین المللی بود. اما برای برخی از ما خیلی مهم نیست که چرا و چگونه مردیم، چرا که بقول شاعر درد و رنج، پروین اعتصامی، «زندگی کردن من مردن تدریجی بود». زندگی 30 تن افغانی که پنجشنبه شب آنگونه غم­انگیز در جاده مخروبه شیراز به ارسنجان به پایان رسید، یک جورهایی «مردن تدریجی» بود. 

حاشیه دوم:               دولت مسئول و حقوق شهروندی!

 علی­رغم اینکه آن 113 انسان نیگون­بخت در عرف دولت و مردم ایران با عناوین مجرمانه­ای چون «اتباع غیر مجاز بیگانه» و «بیگانگان مجرم و متجاوز» شناخته می­شوند و بر این اساس، مرگ و جرح آنها، احساسی را در این دیار جریحه­دار نمی­سازد؛ با اینحال حداقل دل یک انسان «از اینهمه بی­کسی و غریبی افغان­ها به درد می­آید» و قلمش به طپش می­اُفتد؛ اما بی­نهایت عجیب، دردآور و خجالت­آور اینکه در آنسوی مرز و در میان هموطنان این تیره­بختان، هیچ دلی به درد نمی­آید و هیچ قلمی بر غربت و سیه­روزی آنان اشک نمی­ریزد. دولتِ به اصطلاح مسئول و منتخبِ مردم افغانستان از قتل و جرح 113 تن از شهروندانش در دیار غربت، خم به ابرو نمی­آورد. گویا ملت، دولت، دستگاه روابط خارجی و اصحاب رسانه و مطبوعات افغانستان جملگی به خواب زمستانی فرو رفته­اند. نه کسی از ابعاد این حادثه و فاجعه سخن می­گوید، نه ریشه­ها و بسترهای بروز آن بررسی می­شود، نه برای جان­باختگان ابراز تأسف می­ گردد و نه به خانواده­های داغدارشان تسلیت گفته می­شود و ...گویا ما افغان­ها عادت کرده­ایم که تنها برای قربانیانی اشک بریزیم و آنها را مهم و انسان بشماریم که در بمباران ارتش شوری (سابق) یا ارتش امریکا کشته شوند.

میزان و مقدار ارج و منزلت قربانیان ما بستگی به میزان قدرت و هیمنۀ کشندگان آنها دارد. نمی­دانم بمب­ها و موشک­های امریکا و شوروی چه اعجازی دارند که ما را مستقیم به بهشت می­برند و صاحب صدها کرامت و فضیلت می­سازند؛ اما قربانیان ما در سایر حوادث، جنازه­ها شان نصیب گرگ و زاغ می­شود و سرنوشت غمبارشان برای هیچ­کس مهم نیست.

براستی اگر دولت افغانستان و دستگاه روابط خارجی­اش در قبال این حادثه غم­انگیز مسئول نیست، پس چه کسی در زیر این آسمان کبود در برابر آن مسئولیت دارد؟

آیا لازم نبود که سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در تهران یا کاردار فارت و یا حداقل یک دپلمات درجه سه و چهار با حضور در محل حادثه، از مجروحان آن عیادت و نسبت به کشته شدن سی انسان بی­پناه، یک اظهار تأسف خشک و خالی می­کرد؟ آیا شناسایی و انتقال اجساد قربانیان به موطن و خانواده­های داغدارشان حداقل وظایف سفارت افغانستان در ایران و دستگاه روابط خارجی کشور نبود؟ آیا وزارت خارجه افغانستان در قبال مرگ و جرح 113 تن از اتباع کشور خود در بیرون قلمرو این سرزمین هیچ مسئولیتی ندارد؟ آیا انسان غیر مجاز ـ که به دلیل شدّت فقر و درماندگی و یافتن لقمه نانی برای خانواده­اش، ناچار تن به راه قاچاق و غیر مجاز داده است ـ از هیچ حقوق انسانی و مدنی­ای حتی در کشور خود نیز برخوردار نیست؟ آیا  حتی جنازۀ بی­جان آنها نیز مجرم و غیر مجازند و از حق شناسایی و انتقال به زادگاه شان محروم؟

وقتی دولت، دستگاه روابط خارجی و سفارت­خانه­ها (یا بهتر بگوییم غارت­خانه­ها) ی ما برای اتباع و شهروندان شان به اندازۀ مگس ارزش قایل نیستند، از کشور و دولت بیگانه­ای چون ایران چه انتظاری می­توان داشت؟

منبع : وبلاگ مهاجر افغانستان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 7:40  توسط احمد  |